ويژگىهاى پيامبران
ويژگىهاى پيامبران
از آنجا كه محور بحث ما، شيوههاى دعوت چهرههاى قرآنى است، ضرورت دارد، از اين زاويه به ويژگىهاى اساسى انبيا نظرى افكنيم، تا اهميت و جايگاه دعوت و تبليغ در رسالت انبيا بيش از پيش روشن گردد. مىتوان گفت تمام ويژگىها و خصوصياتى كه در انبيا و سيره و رسالتشان مشاهده مىشود، امورى است كه آنان را در تبليغ بهتر و مؤثرتر يارى و راهنمايى مىنمايد.
در رأس ويژگىهاى ايشان، عصمت است كه بى شك كار تبليغ را آسان تر، مؤثرتر و نتيجهبخشتر مىنمايد، چرا كه نخستين اثر اعتقاد به عصمت، اعتماد كامل به پيامبر در گفتار و رفتار و همه عكس العملها و در يك كلام حجت بودن سنت اوست؛ و چون سنت و سيره پيامبر حجيت يافت، تأسّى و پيروى كامل صورت مىگيرد و اين به مفهوم توفيق كامل دعوت است. علامه طباطبايى در اين باره مىگويد:
پيامبر كه از انجام دادن گناه، چه فعل حرام و يا ترك واجب، معصوم است، بدين سبب است كه اگر معصوم نباشد ممكن است برخلاف دين تبليغ نمايد.(1)
ويژگى دوم پيامبران، اعجاز، نيز كاملاً در جهت تأثير بخشى بيشتر تبليغ است. يكى از اركان تعريف معجزه اين است كه، معجزه نشانه صدق ادعاى پيامبران است. چه، با صدور معجزه اعتماد و اطمينان به صداقت پيامبر حاصل مىشود كه مقدمه پذيرش پيامهاى الهى اوست.
به عبارت ديگر معجزه مقدمه كاميابى دعوت است؛ البته بايد توجه داشت كه آنچه معجزات انبيا(ع) مستقيماً اثبات مىكند، صدق ايشان در ادعاى نبوت است و اما صحت محتواى رسالت و لزوم اطاعت از فرمانهايى كه ابلاغ مىكنند، مع الواسطه و بهطور غيرمستقيم ثابت مىشود.(2)
ويژگى ديگر، يعنى كثرت تعداد پيامبران نيز در همين جهت است. از آنجا كه نياز بشر به هاديان و اسوهها، يك نياز هميشگى است و شرايط روانى و اجتماعى افراد نيز در زمانها و مكانها گوناگون است، و همچنين امكان دستبرد وانحراف در رسالت قبلى وجود دارد، ناگزير تعدد انبيا ضرورت مىيابد. امير مؤمنان درباره توالى نبوتها مىفرمايد:
كلّمّا مَضى مِنْهُم سَلَفٌ قامَ منهم بِدينِ الله خَلَفٌ حَتى اَفْضَتْ كرامةُ اللهِ سبحانَه و تعالى اِلى مُحمَّدٍ؛(3)
هر يك از پيامبران كه رسالت خود را به پايان مىبرد و از دنيا مىرفت پيامبر ديگرى براى پيادهكردن دين خدا برمىخاست تا آن كه كرامت خدا به محمد(ص) اضافه گرديد.
تأثير تعدّد انبيا در دعوت اين است كه، وقتى تمام شرايط براى گسترش دعوت فراهمشود، نبوت به پايان مىرسد و اين زمانى است كه خاتم پيامبران ظهور كرده و دعوتش را ارائه كند؛
هر گاه شرايط زندگى بشر بهگونهاى باشد كه دعوت پيامبر به همه جهانيان برسد و پيامهاى او براى آيندگان، محفوظ و مصون بماند و دگرگونى شرايط اجتماعى، مستلزم تشريعات اساسى جديد و تغيير احكام و قوانين موجود نباشد ارسال پيامبر ديگرى ضرورت نخواهد داشت.(4)
هماهنگى در اصول عقايد و كليات احكام، ديگر ويژگى انبياست كه اين ويژگى نيز مىتواند دعوت هر پيامبر را به موفقيت نزديكتر سازد؛ چه در صورت يكسانى تعاليم يك پيامبر با رؤوس پيامها و برنامههاى انبياى ديگر، اعتماد مخاطبان به او فزونى يافته و دامنه تأثير و اقناع، بيشتر مىشود؛
همه آنها علاوه بر يكسانى در اصول عقايد و مبانى اخلاقى، در كليات احكام فردى و اجتماعى نيز هماهنگى داشتهاند. مثلاً نماز در همه اديان آسمانى وجود داشته هرچند كيفيت ادا يا قبله نماز امتها متفاوت بوده است، يا زكات و انفاق در همه شرايع بوده گرچه مقدار يا موارد آن يكسان نبوده است.(5)
به همين دليل، ايمان به همه پيامبران بدون هيچگونه تفاوتى در اصل ايمان ضرورى شمرده شده است:
شَرَعَ لَكُمْ مِنَ الدِّينِ ما وَصّى بِهِ نُوحاً وَالَّذِىأَوْحَيْنا إِلَيْكَ وَما وَصَّيْنا بِهِ إِبْراهِيمَ وَمُوسى وَعِيسى أَنْ أَقِيمُوا الدِّينَ وَلا تَتَفَرَّقُوا فِيهِ؛(6)
از احكام دين، آنچه را كه به نوح درباره آن سفارش كرد، براى شما تشريع كرد و آنچه را به تو وحى كرديم و آنچه را كه درباره آن به ابراهيم و موسى و عيسى سفارش نموديم كه: <دين را برپا داريد و در آن تفرقه اندازى مكنيد.»
يا أَيُّها الَّذِينَ آمَنُوا آمِنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَالكِتابِ الَّذِى نَزَّلَ...؛(7)
اى كسانى كه ايمان آوردهايد، به خدا و پيامبر او و كتابى كه بر پيامبرش فروفرستاد، و كتابهايى كه قبلاً نازل كرده بگرويد، و هر كس به خدا و فرشتگان او و كتابها و پيامبرانش و روز بازپسين كفر ورزد، در حقيقت دچار گمراهى دور و درازى شده است.
وَالَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَرُسُلِهِ وَلَمْيُفَرِّقُوا بَيْنَ أَحَدٍ مِنْهُمْ...غَفُوراً رَحِيماً؛(8)
و كسانى كه به خدا و پيامبرانش ايمان آورده و ميان هيچ كدام از آنان فرق نمىگذارند بهزودى خدا پاداش آنان را عطا مىكند، و خدا آمرزنده مهربان است.
قُلْ آمَنّا بِاللَّهِ وَما أُنْزِلَ عَلَيْنا وَما أُنْزِلَ عَلى إِبْراهِيمَ...؛(9)
بگو: به خدا و آنچه بر ما نازل شده، و آنچه بر ابراهيم و اسماعيل و يعقوب و اسباط نازل گرديده، و آنچه به موسى و عيسى و انبياى ديگر از جانب پروردگارشان داده شده، گرويديم؛ و ميان هيچ يك از آنان فرق نمىگذاريم و ما او را فرمانبرداريم. و هر كه جز اسلام، دينى ديگر جويد، هرگز از وى پذيرفته نشود، و وى در آخرت از زيانكاران است.
بنا بر بعضى از آيات، تكذيب يك پيامبر به منزله تكذيب همه ايشان است.
آخرين ويژگى پيامبران نيز كه داشتن صبغه الهى و بشرى است، زمينه را براى بازدهى بيشتر دعوت و پذيرش سريع راهنمايىهاى انبيا فراهم مىكند. انبيا از يكسو مقربان درگاه الهى و بافضيلتترين انسانهاى روزگار خويش بودهاند، وازسوى ديگر، از لحاظ نيازهاى جسمى و شرايط روحى و گرايشهاى فردى و اجتماعى با ديگر مردمان هماهنگى داشتهاند؛
انبيا بشرند و آنچه به مقتضاى بشريت براى ساير مردم است از شادى و حزن و رنجورى در مصيبت و خوشى از نعمتها براى آنان نيز هست و رسولخدا بر فرزندش ابراهيم گريست و فرمود:
ان القلبَ يحزن والعينَ تَدْمَع ولا نقول الا ما يرضى رَبنا و انا لِفراقِك يا ابراهيم لمحزونونَ.(10)
دل غمين مىگردد و ديده اشك مىريزد، اما سخنى بر خلاف رضاى پروردگارمان نمىگوييم و بر فراق تو اى ابراهيم، اندوهگين و غمزدهايم
1 - محمدحسين طباطبايى، الميزان، ج 20، ص134.
2 - محمدتقى مصباح يزدى، آموزش عقايد، ج 2، ص91.
3 - سيد رضى، نهج البلاغه، صبحى صالح، خطبه 93.
4 - محمد تقى مصباح يزدى، آموزش عقايد، ج 2، ص104.
5 - همان، ص103 - 104.
6 - شورى (42) آيه 13.
7 - نساء (4) آيه 136.
8 - همان، آيه 152.
9 - آل عمران، آيات 84 - 85.
10 - محمد احمد عدوى، دعوةالرسل الى الله، ص147